یادگیری پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی در فیلم و سریال ها
تماشای فیلم و سریال یکی از موثرترین راهها برای یادگیری زبان انگلیسی است در این خصوص باید با انواع ژانر فیلمها آشنا باشید. زیرا به شما کمک میکند تا در مکالمات خود از اصطلاحات سادهای مانند اینکه چه فیلمی دیدی یا اینکه به چه سبک فیلمی علاقه داری صحبت کنید. اگر جز آن دسته از افرادی که علاقمند به دیدن فیلم و سریال انگلیسی هستید حتماً با کلمات و اصطلاحاتی مواجه میشوید که معنیش را توجه نمیشوید. و در اکثر مواقع این اصطلاحات عامیانه و رایج ر مکالمات روزمره زبان انگلیسی نیز استفاده میشوند در صورت آشنایی با این اصطلاحات باعث می شود که با معنی بخش مهمی از دیالوگها آشنا شوید و همچنین یادگیری آن ها تماشای فیلم را برای شما قابل فهمتر میکند.
در این محتوا با ما همراه باشید تا به معرفی اصطلاحات پرکاربرد در فیلمها و سریالهای انگلیسی بپردازیم اگر علاقمند به آموزش زبان انگلیسی هستید میتوانید در کلاس زبان انگلیسی در کرج که به صورت حضوری و آنلاین در سراسر کشور شکیل میشود شرکت کنید.
انواع ژانر فیلم وسریال های انگلیسی
Romantic Films : فیلمهای عاشقانه
Documentaries : مستند
Animated Films : انیمیشن
Western Films : فیلمهای وسترن
Super Hero Movies : فیلمهای ابرقهرمانی
Musical : موزیکال
Drama : فیلمهای درام
Horror Films : فیلمهای ترسناک
Action Films : فیلمهای اکشن
Sci-Fi Movies : فیلمهای علمی تخیلی
Family Movies : فیلمهای خانوادگی
Martial Arts Films : فیلمهای هنرهای رزمی
Adventure Films : فیلمهای ماجراجویی
Comedies : فیلمهای کمدی
درک زمانهای انگلیسی به شما کمک میکند اصطلاحات و دیالوگهای فیلمها را بهتر بفهمید. برای آشنایی با روشهای مؤثر در یادگیری آنها، مطلب بهترین روش یادگیری زمانهای انگلیسی را مطالعه کنید. بسیاری از اصطلاحاتی که در فیلمها و سریالهای انگلیسیزبان میشنویم، در واقع همان اصطلاحات عامیانه انگلیسی هستند که در مکالمات روزمره هم کاربرد زیادی دارند. آشنایی با این اصطلاحات کمک میکند دیالوگها را بهتر بفهمید و طبیعیتر صحبت کنید.
بیشتر بدانید: آسان ترین مدرک زبان برای دکتری چیست؟
اصطلاحات رایج در فیلم و سریال های انگلیسی
این جدول لیست پرکاربردترین اطلاعات انگلیسی در سریال و فیلمها است و یادگیری آنها به شما کمک میکند که مکالمات روزمره و دیالوگها را بهتر درک کنید هر اصطلاح با معنی و تلفظ و کاربرد آن ارائه شده تا بتوانید از آن ها در گفتگوهایتان استفاده کنید و این به یادگیری سریع تر بان انگلیسی کمک میکند با تسلط به این اصطلاحات صحبتهایتان طبیعیتر و به زبان بومیهای انگلیسی زبان شبیه تر میشود. برای اینکه اصطلاحات فیلمها را راحتتر متوجه شوید، پیشنهاد میکنیم پایه واژگان خود را با مطالعهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ تقویت کنید.
اصطلاح | تلفظ فارسی | معنی فارسی | توضیح / کاربرد کوتاه |
Break a leg | بریک ا لگ | موفق باشی | برای آرزوی موفقیت قبل از اجرا یا کار مهم |
Spill the beans | اسپیِل دِ بینز | راز را فاش کردن | وقتی ناخواسته یا عمداً یک راز را میگویی |
Hit the sack | هیت دِ سَک | خوابیدن | اصطلاح غیررسمی برای رفتن به رختخواب |
Piece of cake | پیس آو کِیک | کاری آسان | کاری که انجامش خیلی راحت است |
Under the weather | آندر دِ وِدِر | کسالت داشتن | وقتی حال جسمی یا روحیات خوب نیست |
Let the cat out of the bag | لِت دِ کَت آوت آو دِ بَگ | لو دادن راز | مشابه “spill the beans” |
Once in a blue moon | وانس این ا بلو مون | به ندرت | اتفاقی که خیلی کم پیش میآید |
Cost an arm and a leg | کاست اَن آرم اَند ا لِگ | بسیار گران | وقتی چیزی قیمت بسیار بالایی دارد |
Hit the nail on the head | هیت دِ نِیل آن دِ هِد | درست گفتن | دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردن |
Kick the bucket | کِیک دِ باکِت | مردن | اصطلاح غیررسمی و طنزآمیز برای مرگ |
Bite the bullet | بایت دِ بولِت | قبول سختی | انجام کاری سخت یا ناخوشایند |
Break the ice | بریک دِ آیس | یخشکنی | شروع گفتگو در موقعیتهای رسمی یا غریبه |
In hot water | این هات واتِر | دردسر داشتن | در شرایط مشکل یا بحرانی بودن |
The ball is in your court | دِ بال ایز این یور کورت | نوبت توست | تصمیم یا اقدام بعدی با توست |
Cry over spilled milk | کرای اووِر اسپیلد میلک | غصه خوردن برای گذشته | ناراحتی بابت چیزی که تغییرش ممکن نیست |
Burn the midnight oil | بِرن دِ میدنایت اُیل | تا دیروقت کار کردن | برای مطالعه یا کار شبانه |
On cloud nine | آن کلاود ناین | بسیار خوشحال | احساس شادی زیاد داشتن |
Sit on the fence | سیت آن دِ فِنس | بیطرف ماندن | تصمیم نگرفتن بین دو گزینه |
Pull someone’s leg | پُل ساموانز لِگ | دست انداختن | شوخی کردن با کسی |
Hit the road | هیت دِ رُود | راه افتادن | شروع سفر یا ترک کردن جایی |
اصطلاحات در فیلم و سریال انگلیسی روزمره و عامیانه (Slang & Idioms)
Nimrod — فرد ناتوان یا بیعرضه
نیمراد
You’re Toast — کارت تمومه
یور توست
My bad — تقصیر من بود
مای بَد
D’oh — آخ!
دو
Derp — ای بابا!
دِرپ
Five-O — پلیس
فایو-اُ
Spam — هرزنامه
اسپَم
Dump — دور انداختن / جای کثیف
دامپ
Friend zone — فقط دوستی یکطرفه
فرِند زون
Excuse me, bruh — ببخش داداش
اِکسکیوز می، بْرا
Wheels — وسیله نقلیه
وییلز
Wasted — خمار / خسته
ویستِد
I feel you — درکت میکنم
آی فیل یو
Same here — منم همینطور
سِیم هیر
No worries — اشکالی ندارد
نو واریز
Down to earth — آدم خاکی
داون تو ارث
Flake out — زیر قول زدن
فلیک آوت
Blast — تجربه لذتبخش
بلاست
Chillin — استراحت کردن
چیلین
Sure thing — حتماً
شور ثینگ
Basic — معمولی / کسلکننده
بِیسیک
Beat — خیلی خسته
بیت
Bougie — پرافاده
بوجی
Bummer — ناامیدکننده
بامِر
Nuts — دیوانه
ناتس
Scumbag — آدم رذل
اسکامبگ
Shady — مشکوک
شِیدی
Shook — شوکه
شوک
YAAAAAAS — آرههههه
یااااس
Whiz — آدم باهوش
ویز
Hang out — وقت گذراندن
هَنگ آوت
خیلی از دیالوگهای انگیزشی در سریالها با جملههای کوتاه و ساده ساخته می شوند. اگر دوست دارید چنین عبارتهایی را یاد بگیرید، صفحه جملات انگیزشی انگلیسی میتواند منبع خوبی برای شما باشد.
۲. اصطلاحات انگلیسی سینمایی و تلویزیونی (Movie & TV Expressions)
The dark side — بخش منفی
دِ دارک ساید
Catfish — هویت جعلی آنلاین
کَتفیش
Jumping the shark — افت کیفیت سریال/برنامه
جامپینگ دِ شارک
Hasta la vista, baby — تا دیدار بعد
آستا لا ویستا بیبی
Life is like a box of chocolates — زندگی پر از شگفتی است
لایف ایز لایک ا باکس آو چاکلِتس
The perfect storm — ترکیب بدترین شرایط
دِ پرفِکت استورم
And the best part… — و بهترین بخش اینه که…
اَند دِ بِست پارت
Googled — در گوگل جستجو کردم
گوگِلد
Just hay fever — فقط آلرژی دارم
جاست هی فیوِر
Fetch — آوردن / جذاب
فِچ
Debbie Downer — آدم منفیباف
دِبی داوْنِر
Bucket list — فهرست کارهای قبل از مرگ
باکِت لیست
Serendipity — اتفاق خوشایند غیرمنتظره
سِرِندیپِتی
Don’t be suspicious — مشکوک نباش
دونت بی ساسپیشِس
I gotta put me first — باید خودمو اولویت بدم
آی گاتا پوت می فِرست
Beam me up, Scotty — منو ببر بالا (شوخی علمیتخیلی)
بیم می آپ، اسکاتی
May the Force be with you — نیرو با تو باشد
می دِ فورس بی ویت یو
I’ll be back — برمیگردم
آیل بی بَک
Houston, we have a problem — مشکل داریم
هیوسْتِن وی هَو ا پرابْلِم
You can’t handle the truth — نمیتوانی حقیقت را بپذیری
یو کَنت هندل دِ تروث
Bite the bullet — با شجاعت سختی را پذیرفتن
بایت دِ بولِت
To infinity and beyond — تا بینهایت و فراتر
تو اینفینیتی اَند بیانْد
Winter is coming — زمستان در راه است
ویِنتر ایز کامینگ
Break a leg — موفق باشی
بریک ا لِگ
It’s not over until the fat lady sings — جوجه را آخر پاییز میشمارند
ایتز نات اُوِر آنتیل دِ فَت لِیدی سینگْز
The show must go on — باید ادامه داد
دِ شو ماست گو آن
Plot twist — چرخش غیرمنتظره داستان
پلات تویست
Cliffhanger — پایان معلق و هیجانانگیز
کلیف هنگِر
Box office hit — فیلم بسیار پرفروش
باکس آفیس هیت
Scene-stealer — بازیگری که تمام توجه را به خود جلب میکند
سین استیلِر
Binge-watch — چند قسمت یا فصل پشت هم دیدن
بینج واچ
Spoiler alert — هشدار لو دادن داستان
اسپویلر الِرت
Cameo — حضور کوتاه یک بازیگر معروف
کَمیو
Over the top — اغراقآمیز
اووِر دِ تاپ
Big screen — سینما
بیگ اسکرین
Small screen — تلویزیون
اسمال اسکرین
Cut to the chase — سر اصل مطلب رفتن
کات تو دِ چیس
Behind the scenes — پشت صحنه
بیهایند دِ سینز
In character — در نقش بودن
این کَرَکتِر
Breaking the fourth wall — شکستن دیوار چهارم
بریکینگ دِ فورث وال
Fade in / Fade out — ظاهر / محو شدن تدریجی
فِید این / فِید آوت
اگر میخواهید اصطلاحات را بهتر درک کنید و در جمله سازی هم روان تر شوید، پیشنهاد میکنم بخش جملات انگلیسی ساده را نیز مطالعه کنید؛ مثال هایش یاد گیری را خیلی راحت تر میکند.
اصطلاحات فیلم و سریال های انگلیسی طنز و موقعیتی
Facepalm — زدن کف دست به پیشانی (از ناامیدی)
فِیسپالم
Bastard — نامرد / پدرسوخته
بَستِرد
Keep the nose out of sth — فضولی نکردن
کیپ دِ نوز آوت آو سامثینگ
Drag sb into — کسی را درگیر کردن
دْرَگ سامبادی اینتو
Live up to the hype — انتظارات را برآورده کردن
لیو آپ تو دِ هایپ
To make a clown of yourself — خود را مسخره کردن
تو مِیک ا کلاوْن آو یورسِلف
To sing your heart out — با تمام وجود خواندن
تو سینگ یور هارت آوت
Get rid of — خلاص شدن از
گت رید آو
اصطلاحات مربوط به تولید فیلم در انگلیسی
Casting — انتخاب بازیگران
کَستینگ
Screenplay — فیلمنامه
اسکرین پِلِی
Director’s Cut — نسخه کارگردان
دایرِکتِرز کات
Final Cut — نسخه نهایی فیلم
فاینال کات
Storyboard — نقشهکشی صحنهها
استوری بورد
Screenwriter — نویسنده فیلمنامه
اسکرین رایتِر
Location Scouting — انتخاب مکان فیلمبرداری
لوکِیشِن اسکائوتینگ
Makeup Artist — طراح گریم
مِیکاپ آرتیست
Foley Artist — هنرمند صداگذاری فولی
فولی آرتیست
اگر هنگام تماشای فیلمها میخواهید علاوه بر اصطلاحات، پایه ی زبان خود را هم تقویت کنید، پیشنهاد میکنم سری هم به صفحه افعال کاربردی در زبان انگلیسی بزنید. بسیاری از همین اصطلاحات پرکاربرد بر اساس افعال رایج ساخته میشوند و با یادگیری آن افعال، فهم دیالوگها و اصطلاحات سریالها برایتان بسیار راحت تر خواهد شد.
اصطلاحات فیلمبرداری و جلوههای بصری در سریال های انگلیسی
Cinematography — فیلمبرداری هنری
سینِماتُگرافی
Gaffer — مسئول نورپردازی فیلم
گَفِر
Dolly Shot — حرکت دوربین روی ریل (دالی شات)
دالی شات
Close-up — نمای نزدیک
کلوز آپ
Pan and Tilt — حرکت افقی و عمودی دوربین
پَن اَند تیلت
Mise-en-Scène — میزانسن (چیدمان عناصر صحنه)
میزان سِن
Motion Capture — ضبط حرکات
موشن کَپچِر
Jump Cut — برش ناگهانی
جامپ کات
Fade In / Fade Out — ورود تدریجی / خروج تدریجی تصویر
فِید این / فِید آوت
Reel — حلقه فیلم
ریل
اصطلاحات انگلیسی مربوط به بازیگری در سریال و فیلم ها
Cameo — نقش کوتاه و مهم بازیگر
کَمِئو
Stuntman / Stuntwoman — بدلکار
اِستانت مَن / اِستانت وومن
Extra — بازیگر فرعی / سیاهیلشکر
اِکسترَ
Screen Test — تست بازیگری جلوی دوربین
اسکرین تِست
Director of Photography (DP) — مدیر فیلمبرداری
دایرِکتِر آو فوتوگرافی
اصطلاحات مربوط به نمایش و پخش
Blockbuster — فیلم موفق و پرفروش
بلاک باستر
Trailer — تیزر فیلم
تریلِر
Screening — نمایش فیلم
اسکرینینگ
Film Festival — جشنواره فیلم
فیلم فِستیوَل
Oscar-Worthy — شایسته جایزه اسکار
آسکار وِرذی
On Location — فیلمبرداری در محل واقعی
آن لوکِیشِن
Soundtrack — موسیقی متن
ساوند تِرَک
مدرس زبان انگلیسی کودکان شدن فرصتی فوق العاده برای تاثیرگذاری مثبت در رشد ذهنی و زبانی نسل آینده می باشد. این شغل خلاقانه و پرانرژی، محیطی جذاب و انعطاف پذیر برای یادگیری و آموزش فراهم می کند. همچنین با تقاضای زیاد و امکان تدریس آنلاین، گزینه ای پایدار، پر درآمد و پرطرفدار محسوب می شود.
چرا معلم زبان انگلیسی کودکان شویم؟ | توضیح کوتاه |
تقاضای زیاد | بازار کار گسترده و امکان تدریس در تمام سال، حتی آنلاین از خانه. |
محیط کار سرگرمکننده | هر روز تجربهای نو، خلاقیت در آموزش و شناخت شخصیتهای مختلف کودکان. |
تاثیرگذاری روی آینده کودکان | کمک به شکلگیری ذهن و مهارتهای زبانی که پایه موفقیت آینده آنهاست. |
یادگیری مداوم | فرصت رشد فردی و بهروزرسانی دانش زبان و روشهای آموزشی. |
انعطافپذیری زمانی | امکان انتخاب ساعت کاری مناسب و تدریس به صورت حضوری یا آنلاین. |
ارتباط عمیق با کودکان | ایجاد رابطه محبتآمیز و موثر که تجربه کاری متفاوت و رضایتبخش است. |
تقویت مهارتهای ارتباطی و مدیریتی | رشد مهارتهای ارتباطی، مدیریت کلاس و حل مسئله در شرایط مختلف. |
رضایت شغلی بالا | مشاهده پیشرفت کودکان و تاثیر مثبت در زندگیشان حس موفقیت و انگیزه میدهد. |
اصطلاحات انگلیسی مربوط به داستان و ژانر
Epic — فیلم حماسی و گسترده
اپیک
Sequel — دنباله فیلم
سیکوئل
Genre — ژانر یا سبک فیلم
ژانر
Cut to the Chase — رفتن به اصل مطلب
کات تو دِ چِیس
آشنایی با اصطلاحات فیلم وسریالها به انگلیسی به شما کمک میکند تا بتوانید درباره این سریالها با شکلی طبیعی و روان با دیگران صحبت کنید و همچنین در نقد آن ها حرفهای عمل کنید و لذت بیشتری از تماشای آن ها ببرید. در این محتوا به معرفی مهم ترین اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی در فیلم و سریالها آشنا شدید با تمرین و تکرار استفاده از آن ها را به یک مهارت طبیعی در مکالمات خود تبدیل کنید. اگر نمیدانید یادگیری زبان انگلیسی را از کجا آغاز کنید، بهترین انتخاب شروع اموزش زبان انگلیسی از صفر با یک برنامه منظم و هدفمند است.
فیلم مناسب سطح خود انتخاب کنید، اصطلاحات جدید را یادداشت کنید، معنی و کاربرد آنها را جستجو کنید و سعی کنید در مکالمه استفاده کنید.
کمدیهای موقعیت (Sitcoms) و درامهای خانوادگی بیشترین حجم از اصطلاحات واقعی و مکالمات روزمره را دارند.
خیر، زیرنویس فارسی تمرکز را از زبان اصلی دور میکند. بهتر است از زیرنویس انگلیسی استفاده کنید یا بدون زیرنویس ببینید.
به موقعیت و لحن استفاده از اصطلاح در فیلم دقت کنید و سعی کنید مثالهای بیشتری از کاربرد آن در دیکشنری پیدا کنید.