افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی با معنی

افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی با معنی
فهرست مطالب ...

یکی از سریع ترین راه ها برای تقویت مهارت یادگیری زبان انگلیسی یادگیری افعال پرکاربرد است. یادگیری این افعال باعث می شود بتوانید راحت تر صحبت کنید و منظور خود را منتقل کنید، از این افعال در بیشتر مکالمات استفاده می کنیم. برای اینکه بتوانیم آن ها را در حافظه بلند مدت نگه داریم تنها حفظ کردن خشک و خالی تاثیری ندارد بلکه باید آن ها را در فیلم ها، کتاب ها، پادکست و گفت و گوها تمرین کنید.

در کنار یادگیری این افعال، آشنا شدن با اصطلاحات و جمله ‌های رایج در زبان انگلیسی نیز ضروری است، چون بدون آن‌ها استفاده از واژگان عمق پیدا نمی‌ کند. پس پیشنهاد می ‌شود علاوه بر واژگان، یادگیری این اصطلاحات را هم در برنامه خود قرار دهید.

فعل در زبان انگلیسی

قبل از یادگیری افعال پرکاربرد انگلیسی ابتدا به نقش فعل در جمله می پردازیم؟ در واقع فعل انجام کار یا رخ دادن یک موقعیت یا یک حالت را در جمله مشخص می کند. در زبان انگلیسی برخی از افعال برای بیان احساس یا وضعیت به کار می روند و به آن ها  State Verbs می گوییم و برخی روی یک فعالیت یا حرکت تاکید می کنند که به آن ها Action Verbs گفته می شود. در جدول زیر انواع افعال انگلیسی با مثال آورده شده است.

نوع فعل

توضیح

نمونه‌ها

Action Verbs – افعال کنشی

افعالی که انجام یک کار، حرکت یا فعالیت را نشان می‌دهند.

run، write، speak

State Verbs – افعال حالتی

افعالی که احساسات، وضعیت ذهنی یا شرایط ثابت را بیان می‌کنند و معمولاً به‌صورت استمراری به‌کار نمی‌روند.

know، believe، love

Auxiliary Verbs – افعال کمکی

افعالی که برای ساخت زمان‌ها، منفی‌سازی جمله و ایجاد ساختارهای گرامری استفاده می‌شوند.

be، have، do

Modal Verbs – افعال مدال

افعالی که مفاهیمی مانند توانایی، اجازه، ضرورت، احتمال یا توصیه را منتقل می‌کنند.

can، must، should، may

Phrasal Verbs – افعال مرکب/عبارتی

فعل‌هایی که از ترکیب یک فعل با حرف اضافه یا قید ساخته می‌شوند و معنای جدیدی ایجاد می‌کنند.

get up، look after، turn off

Transitive / Intransitive – افعال گذرا و ناگذرا

فعل گذرا به مفعول نیاز دارد اما فعل ناگذرا بدون مفعول هم کامل است.

گذرا: eat / ناگذرا: sleep

Regular / Irregular – افعال منظم و بی‌قاعده

فعل‌های منظم با افزودن ed گذشته می‌سازند؛ اما افعال بی‌قاعده الگوی مشخصی ندارند و باید حفظ شوند.

played / went

بعد از آشنا شدن با افعال پرکاربرد، بهترین کار این است که آن‌ها را در قالب جمله‌های واقعی تمرین کنید. برای این منظور، پیشنهاد می‌کنم نگاهی به صفحه جملات ساده انگلیسی با ترجمه فارسی کاربردی بیندازید؛ جایی که می‌توانید همین افعال را در موقعیت‌های مختلف ببینید و مهارت جمله‌سازی و مکالمه‌تان را تقویت کنید. 

مشاوره و تعیین سطح رایگان
(آیلتس، انگلیسی، آلمانی، ترکی) آموزش بدون وقفه همراه با ۲ استاد بر اساس متد LOA

چرا یادگیری افعال پرکاربرد انگلیسی مهم است؟

  • کاربرد در مکالمه
  • نقش در جمله‌ سازی
  • اهمیت در آزمون‌ها و نوشتار
  • یادگیری سریع‌تر واژگان با حفظ ترکیب‌ها

اگر قصد دارید در جمله ‌سازی و مکالمه تسلط بیشتری پیدا کنید، آشنایی با افعال باقاعده و بی‌ قاعده انگلیسی نیز بسیار ضروری است. بسیاری از افعالی که در مکالمات روزمره استفاده می‌کنیم در زمان گذشته یا گذشته‌ کامل شکل ثابتی ندارند و باید آن‌ها را به ‌صورت حفظی یاد گرفت. به همین دلیل پیشنهاد می‌شود بعد از مطالعه این فهرست، نگاهی هم به لیست کامل افعال بی‌قاعده (Irregular Verbs) بیندازید تا بتوانید آن‌ها را در زمان‌های مختلف به‌درستی به کار ببرید.

لیست افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی با معنی و تلفظ

افعال کابردی در زبان انگلیسی شامل افعال کمکی مانند be،  have،  do، does – افعال حرکتی مانند  go, come, take, bring   افعال احساسی مانند think, feel, want, know و یا افعال عمومی مانند make, get, use, work می باشند. تقریبا 70 درصد مکالمات انگلیسی روزمره با استفاده از همین افعال صورت می گیرد. در جدول زیر لیست افعال کاربردی انگلیسی با معنی و تلفظ فارسی اورده شده است.

فعل (English Verb)معنی (Persian Meaning)تلفظ فارسی
beبودنبی
haveداشتنهَو
doانجام دادندو
getگرفتن / رسیدنگِت
goرفتنگو
makeساختنمِیک
takeگرفتنتِیک
sayگفتنسِی
tellگفتن / اطلاع دادنتِل
seeدیدنسی
comeآمدنکَم
giveدادنگیو
findپیدا کردنفایند
thinkفکر کردنتینک
wantخواستنونت
useاستفاده کردنیوز
workکار کردنوُرک
needنیاز داشتننید
feelاحساس کردنفیل
knowدانستننو
askپرسیدن / درخواست کردناِسک
callتماس گرفتن / صدا زدنکُل
tryتلاش کردن / امتحان کردنتِرای
leaveترک کردن / گذاشتنلیو
putگذاشتن / قرار دادنپوت
keepنگه داشتنکیپ
letاجازه دادنلت
beginشروع کردنبِگین
startآغاز کردناستارت
seemبه نظر رسیدنسیم
helpکمک کردنهِلب
showنشان دادنشُو
hearشنیدنهِر
playبازی کردن / نواختنپِلِی
runدویدن / اداره کردنرَن
moveحرکت کردن / جابه‌جا کردنموو
liveزندگی کردنلیو
bringآوردنبرینگ
writeنوشتنرایت
provideفراهم کردن / ارائه دادنپروواید
sitنشستنسیت
standایستادناستند
loseگم کردن / باختنلوز
payپرداخت کردنپی
meetملاقات کردنمیت
includeشامل شدناینکلود
continueادامه دادنکانتینیو
changeتغییر دادنچِنج
setتنظیم کردن / قرار دادنسِت
learnیاد گرفتنلِرن
leadرهبری کردن / هدایت کردنلید
understandفهمیدنآندِرستَند
followدنبال کردنفالو
stopمتوقف کردناستاپ
createایجاد کردنکریِیت
speakصحبت کردناسپیک
readخواندنرید
allowاجازه دادنآلاو
addاضافه کردناَد
spendخرج کردن / سپری کردناسپِند
growرشد کردنگِرُو
openباز کردناوپن
walkراه رفتنواک
winبردنوین
offerپیشنهاد دادنآفر
rememberبه یاد آوردنرِمِمبر
loveدوست داشتنلاو
considerدر نظر گرفتنکِنْسیدِر
appearظاهر شدناَپیر
buyخریدنبای
waitصبر کردنوَیت
serveخدمت کردنسِرو
dieمردندای
sendارسال کردنسِند
expectانتظار داشتناکسپِکت
buildساختنبیلد
stayماندناستِی
fallافتادنفُل
cutبریدنکات
reachرسیدنرِیچ
killکشتنکیل
remainباقی ماندنریمِین
suggestپیشنهاد دادنسَجِست
raiseبالا بردن / افزایش دادنرِیز
passگذراندن / رد کردنپاس
sellفروختنسل
requireنیاز داشتن / لازم داشتنریکوایِر
reportگزارش دادنرِپُرت
decideتصمیم گرفتندِساید
pullکشیدنپول
returnبازگشتنرِتِرن
explainتوضیح دادناِکسپِلِین
hopeامید داشتنهُپ
developتوسعه دادندِوِلاپ
carryحمل کردن / بردنکِری
breakشکستنبریک
receiveدریافت کردنرِسیو
agreeموافقت کردناگری
supportحمایت کردنسِپورت
hitزدن / ضربه زدنهیت
produceتولید کردنپرو دِوس
eatخوردنایت
coverپوشاندن / شامل شدنکاوِر
catchگرفتنکچ
drawکشیدن / طراحی کردندراو
chooseانتخاب کردنچوز
causeباعث شدنکاز
pointاشاره کردنپوینت
listenگوش کردنلیسِن
realizeفهمیدن / درک کردنریلایز
placeگذاشتن / قرار دادنپلیس
closeبستنکِلوز
involveدرگیر کردناینوالو
wishآرزو کردنویش
answerپاسخ دادنآنسِر
belongتعلق داشتنبِلانگ
affectتاثیر گذاشتناَفِکت
existوجود داشتناگزیست
avoidاجتناب کردناَوُید
imagineتصور کردنایمَجین
mentionاشاره کردنمِنشن
sufferرنج بردنسَفِر

مثال

Be

  • امروز من خوشحال هستم.
    I am happy today.

Have

  • او یک ماشین جدید دارد.
    She has a new car.

Do

  • من هر روز تکالیفم را انجام می‌دهم.
    I do my homework every day.

Get

  • او ایمیل‌های زیادی دریافت می‌کند.
    He gets a lot of emails.

Go

  • ما با اتوبوس به مدرسه می‌رویم.
    We go to school by bus.

Make

  • او کیک‌های خوشمزه درست می‌کند.
    She makes delicious cakes.

Take

  • لطفاً بنشینید.
    Please take a seat.

Say

  • او به من سلام کرد.
    He said hello to me.

Tell

  • می‌توانی حقیقت را به من بگویی؟
    Can you tell me the truth?

See

  • من یک پرنده زیبا می‌بینم.
    I see a beautiful bird.

Come

  • او هر روز به خانه دیر می‌آید.
    He comes home late every day.

Give

  • لطفاً به من یک لحظه وقت بده.
    Please give me a moment.

Find

  • من کلیدهایم را پیدا کردم.
    I found my keys.

Think

  • فکر می‌کنم امروز روز خوبی باشد.
    I think today will be a good day.

Want

  • من یک لپ‌تاپ جدید می‌خواهم.
    I want a new laptop.

Use

  • او این برنامه را هر روز استفاده می‌کند.
    She uses this app every day.

Work

  • او در یک شرکت بزرگ کار می‌کند.
    He works in a big company.

Need

  • من به کمک نیاز دارم.
    I need some help.

Feel

  • من امروز بهتر احساس می‌کنم.
    I feel better today.

Know

  • من جواب سؤال را می‌دانم.
    I know the answer.

اگر قصد دارید دایره واژگان خود را فراتر از افعال گسترش دهید، صفحه کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ صفت‌ها، افعال، قیدها می‌تواند منبع بسیار کاملی برای شما باشد. در این صفحه با دسته‌های مختلف واژگان آشنا می‌شوید و می‌توانید در کنار یادگیری افعال، صفت‌ها و قیدهای مهم را نیز بیاموزید تا جمله ‌سازی‌هایتان دقیق ‌تر و حرفه‌ای ‌تر شود.

افعال مهم انگلیسی برای مکالمات روزمره

افعال مهم انگلیسی برای مکالمات روزمره

افعال مهم در زبان انگلیسی برای مکالمات روزمره در جدول زیر ارائه شده اند و که در موقعیت هایی مانند خرید، سفر، کار، گفت و گو با دوستان و… به شما کمک می کنند بتوانید ارتباط برقرار کنید. با یادگیری این افعال می توانید جملات مفومی و ساده بسازید و اعتماد به نفس بیشتری در مکالمات داشته باشید. بنابراین تسلط بر آنها پایه و ستون اصلی یادگیری زبان انگلیسی مکالمه‌ای است. بسیاری از این واژه‌های پرتکرار در ساخت جملات انگیزشی استفاده می‌شوند. برای نمونه‌های آماده و قابل استفاده، می‌توانید نگاهی به جملات انگیزشی انگلیسی داشته باشید.

فعل (English Verb)معنی (Persian Meaning)تلفظ فارسی
acceptپذیرفتناَسِپت
agreeموافقت کردناگری
apologizeعذرخواهی کردناَپالاجایز
arriveرسیدناَرایو
askپرسیدن / درخواست کردناِسک
believeباور کردنبِلیو
breakشکستنبِرِیک
bringآوردنبرینگ
buyخریدنبای
callتماس گرفتن / صدا زدنکُل
chooseانتخاب کردنچوز
cleanتمیز کردنکلین
closeبستنکلوز
comeآمدنکَم
cookآشپزی کردنکوک
cryگریه کردنکرای
cutبریدنکات
decideتصمیم گرفتندیساید
deliverتحویل دادندلیور
describeتوصیف کردندیسکرایب
drinkنوشیدندرینک
driveرانندگی کردندرایو
eatخوردنایت
enjoyلذت بردناِنجوی
explainتوضیح دادناِکْسپلین
fallافتادنفال
feelاحساس کردنفیل
forgetفراموش کردنفورگت
getگرفتن / رسیدنگِت
giveدادنگیو
goرفتنگو
growرشد کردنگرو
happenرخ دادنهَپن
hearشنیدنهِر
helpکمک کردنهِلب
holdنگه داشتنهولد
keepنگه داشتنکیپ
knowدانستننو
laughخندیدنلاف
learnیاد گرفتنلِرن
leaveترک کردن / گذاشتنلیو
listenگوش کردنلیسن
liveزندگی کردنلیو
lookنگاه کردنلوک
loveدوست داشتنلاو
makeساختنمِیک
moveحرکت کردن / جابه‌جا کردنموو
openباز کردناوپن
offerپیشنهاد دادنآفر
payپرداخت کردنپی
playبازی کردن / نواختنپِلِی
readخواندنرید
receiveدریافت کردنریسیو
rememberبه یاد آوردنریمِمبر
runدویدن / اداره کردنرَن
sayگفتنسِی
seeدیدنسی
sellفروختنسل
sendارسال کردنسِند
showنشان دادنشُو
sitنشستنسیت
sleepخوابیدناسلیپ
speakصحبت کردناسپیک
spendخرج کردن / سپری کردناسپِند
standایستادناستند
startشروع کردناستارت
stayماندناستِی
stopمتوقف کردناستاپ
takeگرفتنتِیک
talkصحبت کردنتاک
teachآموختنتاتش
tellگفتن / اطلاع دادنتِل
thinkفکر کردنتینک
tryتلاش کردن / امتحان کردنتِرای
turnچرخاندنتِرن
understandفهمیدن / متوجه شدنآندرستند
useاستفاده کردنیوز
waitصبر کردنوَیت
walkراه رفتنوالک
watchتماشا کردنواچ
workکار کردنوُرک
worryنگران بودنوُری
writeنوشتنرایت

مثال

accept

  • She accepted the offer.
    او پیشنهاد را پذیرفت.

agree

  • I agree with you.
    من با تو موافقم.

ask

  • He asked for help.
    او درخواست کمک کرد.

bring

  • Bring me some water, please.
    لطفاً کمی آب برایم بیاور.

buy

  • They buy fresh bread every day.
    آنها هر روز نان تازه می‌خرند.

call

  • I will call you tonight.
    امشب بهت زنگ می‌زنم.

choose

  • She chose a blue dress.
    او یک لباس آبی انتخاب کرد.

clean

  • I clean my room on weekends.
    من آخر هفته‌ها اتاقم را تمیز می‌کنم.

come

  • Can you come here?
    می‌توانی اینجا بیایی؟

cook

  • My mom cooks delicious food.
    مامانم غذای خوشمزه می‌پزد.

drink

  • He drinks coffee in the morning.
    او صبح‌ها قهوه می‌نوشد.

drive

  • She drives to work every day.
    او هر روز با ماشین سر کار می‌رود.

eat

  • We eat dinner at 8.
    ما ساعت ۸ شام می‌خوریم.

feel

  • I feel happy today.
    امروز احساس شادی می‌کنم.

forget

  • Don’t forget your keys.
    کلیدهایت را فراموش نکن.

give

  • Give me your hand.
    دستت را به من بده.

go

  • They go to school by bus.
    آنها با اتوبوس به مدرسه می‌روند.

help

  • Can you help me with this?
    می‌توانی در این مورد کمکم کنی؟

read

  • I read a story every night.
    من هر شب یک داستان می‌خوانم.

see

  • I see birds in the sky.
    پرنده‌ها را در آسمان می‌بینم

شما می‌توانید با تمرین روزانه این افعال را به خاطر بسپارید، اما حضور در یک کلاس زبان انگلیسی در کرج و مکالمه با سایر زبان‌آموزان، بهترین روش برای تثبیت این کلمات در ذهن شماست

افعال پرکاربرد در مکالمات انگلیسی با معنی و تلفظ

در جدول زیر افعال پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ ارائه شده است. این فعل ها از یک حرف اضافه یا قید به همراه یک فعل اصلی تشکیل شده اند و با یادگیری آن ها می توانید در موقعیت‌های مختلف مانند گفتگو با دوستان، سفر، خرید و کار، طبیعی‌تر و روان‌تر صحبت کنید.

فعل (Phrasal Verb)معنی (Persian Meaning)تلفظ فارسی
get upبیدار شدن / بلند شدنگِت آپ
look forدنبال چیزی گشتنلوک فور
turn onروشن کردنتِرن آن
turn offخاموش کردنتِرن آف
take offدرآوردن لباس / پرواز کردنتِیک آف
bring upمطرح کردن / بزرگ کردن (کودک)برینگ آپ
put onپوشیدن / اجرا کردنپوت آن
go outبیرون رفتنگو آوت
break downخراب شدن / از کار افتادنبریک داون
check inورود به هتل / ثبت نامچک این
check outخروج از هتل / بررسی کردنچک آوت
come inوارد شدنکَم این
come backبرگشتنکَم بَک
give upتسلیم شدن / دست کشیدنگیو آپ
get alongکنار آمدن با کسیگِت الونگ
get backبازگشتن / پس گرفتنگِت بَک
go backبرگشتنگو بَک
go onادامه دادن / رخ دادنگو آن
go out withدوست شدن با کسی / بیرون رفتن باگو آوت ویت
hang outوقت گذراندن با دوستانهَنگ آوت
hold onصبر کردن / نگه داشتن تلفنهولد آن
keep onادامه دادنکیپ آن
look afterمراقبت کردنلوک آفتر
look outمراقب بودنلوک آوت
look upجستجو کردن / بهتر شدنلوک آپ
pick upبرداشتن / یاد گرفتنپیک آپ
put offبه تعویق انداختنپوت آف
put outخاموش کردن / بیرون گذاشتنپوت آوت
run outتمام شدن / به پایان رسیدنرَن آوت
set upراه اندازی کردن / ترتیب دادنست آپ
show upظاهر شدن / رسیدنشُو آپ
take care ofمراقبت کردن ازتِیک کِر آف
take outبیرون بردن / خارج کردنتِیک آوت
try onپرو کردن لباستِرای آن
turn aroundچرخیدن / تغییر دادنتِرن اَراوند
turn upظاهر شدن / زیاد کردن صداتِرن آپ
turn downرد کردن / کم کردن صداتِرن داون
wake upبیدار شدنوِیک آپ
work outورزش کردن / حل کردن مشکلوُرک آوت
break upپایان دادن رابطه / خرد شدنبریک آپ
call backتماس گرفتن دوبارهکَل بَک
check up onبررسی کردن / سر زدنچک آپ آن
come acrossبه طور اتفاقی پیدا کردن / برخورد کردنکَم اَکراس
cut downکاهش دادن / کم کردنکات داون
fill outپر کردن فرمفیل آوت
get rid ofخلاص شدن ازگِت رید آو
give backپس دادنگیو بَک
hang upآویزان کردن / قطع کردن تلفنهَنگ آپ
look forward toمشتاق بودن برایلوک فُروارد تو
pay backپس دادن پولپی بَک
run intoبرخورد کردن با کسی / اتفاقی دیدنرَن اینتو
take overکنترل گرفتن / تصاحب کردنتِیک اوور
turn inتحویل دادن / رفتن به رختخوابتِرن این

افعال پرکاربرد مدال در زبان انگلیسی

فعل مدال (Modal Verb)کاربرد دقیق (Usage)مثال کوتاه
canتوانایی، امکان، اجازهI can swim. من می‌توانم شنا کنم.
couldتوانایی گذشته، احتمال، درخواست مودبانهCould you help me? می‌توانی کمکم کنی؟
mayاحتمال، اجازه رسمیYou may enter. می‌توانید وارد شوید.
mightاحتمال ضعیف، گمانه‌زنیIt might rain tomorrow. ممکن است فردا باران ببارد.
mustاجبار، ضرورت، نتیجه‌گیری منطقیYou must wear a helmet. باید کلاه ایمنی بپوشی.
shallپیشنهاد رسمی، آینده (بیشتر در انگلیسی بریتانیایی)Shall we go? برویم؟
shouldتوصیه، پیشنهاد، انتظارYou should see a doctor. باید پیش دکتر بروی.
willبیان آینده، وعده، تصمیمI will call you later. بعداً با تو تماس می‌گیرم.
wouldحالت شرطی، درخواست مودبانه، عادت گذشتهI would like some tea. دوست دارم کمی چای داشته باشم.
ought toتوصیه، انتظارYou ought to apologize. باید عذرخواهی کنی.
needضرورت (در برخی موقعیت‌ها به شکل مدال)You need not worry. لازم نیست نگران باشی.
dareجسارت/جرأت انجام دادن (مدال منفی و سوالی)Dare he speak? جرأت دارد صحبت کند؟

مثال

can

  • I can drive a car.
    من می‌توانم ماشین برانم.

could

  • Could you open the window?
    می‌شود پنجره را باز کنید؟

may

  • May I sit here?
    می‌توانم اینجا بنشینم؟

might

  • She might come later.
    او شاید بعداً بیاید.

must

  • You must finish your homework.
    تو باید تکالیفت را تمام کنی.

should

  • You should drink more water.
    باید آب بیشتری بنوشی.

will

  • I will help you.
    من به تو کمک خواهم کرد.

would

  • I would love to join you.
    خیلی دوست دارم به شما بپیوندم.

need (modal)

  • You need not pay now.
    نیازی نیست الآن پرداخت کنید.

dare (modal)

  • He didn’t dare speak.
    او جرأت نکرد حرف بزند.

افعال کاربردی مربوط به عواطف و احساسات در انگلیسی

Love  :  دوست داشتن
Hate  :  نفرت داشتن
Like  :  علاقه داشتن
Dislike   :   بد آمدن
Care  :  مراقبت کردن
Appreciate  :  قدردانی کردن
Enjoy  :  لذت بردن
Miss  :  دلتنگ شدن
Suffer  :  رنج بردن
Smile  :  لبخند زدن
Cry  :  گریه کردن
Laugh  :  خندیدن
Worry  :  نگرانی داشتن
Fear  :  ترسیدن
Surprise  :  شگفت زده کردن
Anger  :  عصبانی شدن
Excite  :  هیجان زده کردن
Calm  :  آرام کردن
Comfort  :  راحت کردن
Empathize  :  همدلی کردن
Think  :  فکر کردن
Hope  :  امیدوار بودن
Regret  :  پشیمان شدن
Admire  :  تحسین کردن
Trust  :  اعتماد داشتن
Jealous  :  حسادت داشتن
Confuse  :  گیج کردن
Frustrate  :  ناامید کردن / کلافه شدن
Relieve  :  آرامش دادن / سبک شدن
Shock  :  شوکه کردن / حیرت زده شدن
Disappoint  :  ناامید کردن
Encourage  :  تشویق کردن
Hurt  :  آسیب رساندن / دل شکستن
Pity  :  دلسوزی کردن / ترحم داشتن
Celebrate  :  جشن گرفتن

افعال مهم انگلیسی مربوط به قوانین و حقوق

Enforce  :  اجرا کردن
Abide  :  رعایت کردن
Violate  :  نقض کردن
Protect  :  محافظت کردن
Defend  :  دفاع کردن
Prosecute  :  تعقیب کردن
Appeal  :  تجدیدنظر خواهی کردن
Sue  :  شکایت کردن
Convict  :  محکوم کردن
Acquit  :  تبرئه کردن
Trial  :  محاکمه کردن
Comply  :  تبعیت کردن / رعایت کردن
Legislate  :  قانون‌گذاری کردن
Amend  :  اصلاح کردن (قانون)
Overrule  :  نقض کردن / لغو حکم
Arrest  :  دستگیری کردن
Charge  :  متهم کردن
Sentence  :  حکم دادن
Adjudicate  :  قضاوت کردن / داوری کردن
Punish  :  تنبیه کردن
Settle  :  حل و فصل کردن

همان طور که می دانید یادگیری زبان انگلیسی یک فرآیند فعال و مستمر است و اختصاص حتی چند دقیقه روزانه برای مرور لغات و افعال تأثیر بسیار زیادی در سرعت پیشرفت و تسلط شما دارد. برای یادگیری مؤثر زبان انگلیسی، مرور و تمرین لغات و افعال باید به صورت پیوسته، منظم و با برنامه ریزی انجام شود. استفاده از جملات نمونه، مکالمات روزمره، فیلم‌ها، پادکست‌ها و تمرین نوشتاری به تثبیت معنی و تلفظ صحیح آن ها در حافظه کمک می‌کند. این تمرین‌ها همچنین توانایی ساخت جملات روان و یادگیری ترکیب افعال با حروف اضافه و ساختارهای رایج انگلیسی را تقویت می ‌کنند.

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید